بررسی ریشههای عینی و ذهنی جنگ رمضان در دانشگاه رازی؛ تأکید بر خودشناسی، شناخت دشمن و موازنه قدرت نرم - پرتال اصلی دانشگاه رازی
همگام با تحولات منطقه و جهان، دانشگاه رازی میزبان نشستی تخصصی با موضوع «بررسی ریشههای عینی و ذهنی جنگ رمضان» بود.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه رازی؛ همگام با تحولات منطقه و جهان، دانشگاه رازی میزبان نشستی تخصصی با موضوع "بررسی ریشههای عینی و ذهنی جنگ رمضان" بود. این نشست که به همت دبیرخانه ستاد علم و فناوری شورای عالی انقلاب فرهنگی و با همکاری معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه رازی برگزار شد، ابعاد مختلف این مناقشه را از منظر کارشناسان داخلی و خارجی مورد واکاوی قرار داد.
دکتر مجید بهستانی، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع)، در این نشست که روز دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ به صورت حضوری و آنلاین برگزار شد، به تشریح دیدگاههای مطرح پیرامون دلایل آغاز جنگ رمضان توسط آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخت. وی با طرح این پرسش که آیا تنش ۵۰ ساله میان ایران و آمریکا ریشهای در انقلاب ۵۷ دارد یا به تحولات تاریخی، فرهنگی و یا نظم بینالمللی بازمیگردد، به نظریههای روابط بینالملل و جنگ استناد کرد.
جنگ رمضان؛ از علل ساختاری تا الزامات حکمرانی در مدیریت پیچیدگیهای منطقهای
دکتر بهستانی ریشههای عینی جنگ رمضان را در عواملی، چون کمبود منابع، دسترسی به ذخایر انرژی، کنترل آبراههای بینالمللی، افزایش جمعیت و انباشت تسلیحات در جهان دانست. وی همچنین دلایل ذهنی را شامل مسائل روانشناختی رهبران (مانند نتانیاهو، ترامپ و رهبران ایران)، مطالعات معنوی، فرهنگی و ایدئولوژیک برشمرد.

بخشی از سخنان دکتر بهستانی به "علل سختاری" اختصاص یافت که محل اختلاف نظر میان کارشناسان است؛ وی اشاره کرد که ریشههای ساختاری جنگها میتواند هم ذهنی و هم عینی تلقی شود.
در ادامه، دکتر بهستانی رویکرد ترامپ نسبت به برجام را مسامحهگرانه توصیف کرد و اعتقاد وی مبنی بر اینکه سهلانگاری با رقبا موجب پیشروی آنها میشود را تشریح نمود. کنترل تنگه هرمز و تأثیر آن بر شرایط آمریکا، توانایی کنترل بازار انرژی به ویژه در قبال چین و تمایل هر دو کشور به مدیریت منابع انرژی فسیلی خود، از دیگر محورهای مورد بحث بود.
دکتر بهستانی همچنین مهار چین و کاهش سرعت پیشرفت اقتصادی این کشور را از اهداف ترامپ دانست و تحول در ساختار جهانی و جابجایی قدرت از غرب به شرق را از محرکهای اصلی جنگافروزی وی عنوان کرد.
وی افزود: ترامپ با مشورت نتانیاهو و تیم فکری اطراف خود، ایران را در ضعیفترین موقعیت نظامی و اجتماعی ارزیابی کرده و تحلیل کرده بود که با تهاجم به ایران و حذف رهبران آن، آشوب فراگیر در عرض یک هفته رخ خواهد داد.
دکتر بهستانی تأکید کرد که ایران هرگز آمریکا را به عنوان قدرت برتر به رسمیت نشناخته و این عدم پذیرش، به ویژه پس از اشغال سفارت آمریکا و در جریان جنگ ایران و عراق، تشدید شده است. وی رفتار ایران در قبال آمریکا را متفاوت از سایر کشورهای منطقه دانست و بیان داشت که ایران خواهان شناسایی متقابل به عنوان قدرتهای بزرگ بوده است.
وی نتیجه گرفت که نمیتوان جنگ رمضان را صرفاً به دلایل مادی یا ذهنی تقلیل داد و باید نگاهی جامعنگر داشت که تحولات جهانی را نیز در بر گیرد.
دکتر بهستانی ضمن تحلیل چالشهای سیاستگذاری دفاعی و امنیتی، در پاسخ به پرسشهایی در خصوص عوامل ایجاد سیاستهای متزلزل و موانع پاسخ محکم کشور به تجاوزات و ترورها گفت: مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی امنیت ملی، دو رکن اصلی تصمیمگیریهای کلان هستند. رهبر شهید انقلاب بر این باور بودند که در دو رکن اصلی تصمیمگیری کلان نظام، یعنی شورای عالی امنیت ملی و مجمع تشخیص مصلحت نظام، باید ظرفیت گفتوگو و حضور دیدگاههای مختلف فراهم باشد. هدف از این رویکرد، دستیابی به تصمیماتی است که با در نظر گرفتن میانگین تفکرات مختلف، تعادلی میان نگاههای گوناگون ایجاد کرده و خروجی آن، تصمیماتی میانه و راهبردی باشد.
وی اظهار داشت: ارزیابی راهبردی مقامات عالی در بسترهایی نظیر شورای عالی امنیت ملی، نقشی کلیدی در تعیین مسیر کشور دارد. با این حال، باید توجه داشت که ساختار فعلی شورای عالی امنیت ملی تا حدودی تحت تأثیر الگوهای جنگ هشت ساله شکل گرفته است.
دکتر فرهاد دانشنیا رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی و دبیر هیئت اندیشهورز ستاد علم و فناوری استان کرمانشاه در این نشست با تأکید بر اهمیت خودشناسی و شناخت دشمن در آموزههای دینی و دانش استراتژیک، خاطرنشان کرد که منازعه اخیر را نمیتوان به رفتار یک فرد یا بازیگر خاص تقلیل داد؛ بلکه این پدیده یک مسئله پیچیده، چندوجهی و چندمتغیره است که نیازمند تحلیل در سه سطح اصلی است:

۱. سطح جهانی: بررسی معادلات قدرتهای بزرگ، جابجاییهای قدرت جهانی و سیاستهای ایالات متحده در مواجهه با بازیگران نوظهور همچون چین، روسیه و ایران.
۲. سطح منطقهای: تحلیل تقابلهای میان بازیگران منطقه، از جمله نقش اسرائیل به عنوان متحد استراتژیک آمریکا و جایگاه کشورهای
عربی در این معادلات.
۳. سطح ملی و داخلی: بررسی وضعیت ساختار سیاستگذاری، کیفیت رابطه دولت با جامعه و نقش گفتمان و فرهنگ حاکم بر جامعه ایران در مواجهه با مناسبات بینالمللی.
موازنه قدرت نرم و مدیریت افکار عمومی
رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه رازی با اشاره به چالش ایرانهراسی، بر ضرورت بهکارگیری ابزارهای دیپلماتیک و فرهنگی در کنار قدرت سخت تأکید کرد و افزود: باید از این فضا جلوگیری کرد که دشمن، ناامنیهای جهانی (از جمله بحرانهای اقتصادی و کمبود منابع) را به رفتار ایران نسبت دهد. مدیریت هوشمندانه مستلزم آن است که ایران نشان دهد شروعکننده این منازعه نبوده و از طریق قدرت نرم، طرف مقابل را به محاسبه هزینههای تداوم تنش وادار کند.
دکتر دانشنیا با تحلیل سیمای پیش روی بحران، مدیریت پیچیدگیهای منطقهای و توانمندی در مدیریت مسائل داخلی را تعیینکننده آینده دانست و خاطرنشان کرد که نقش بازیگران نوظهوری همچون چین و روسیه در جلوگیری از یکدست شدن قدرت در منطقه، از متغیرهای کلیدی در معادلات جهانی خواهد بود.
این نشست با پرسش و پاسخ همراه بود.
