profile - دانشکده شیمی

عضو ﻫﯿﺎت ﻋﻠﻤﯽ داﻧﺸﮑﺪه شیمی

پردیس دانشگاه
صبا حدیدی

صبا حدیدی

استادیار / شیمی / شیمی معدنی

دروس ارائه شده نیمسال جاری

نام درس واحد زمان ارائه درس ترم
شیمی معدنی 2 3 هرهفته، يك شنبه ، 10:00-12:00، هفته هاي فرد ، چهارشنبه ، 10:00-12:00، هفته هاي زوج ، چهارشنبه ، 10:00-12:00 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405
شیمی معدنی 3 3 هرهفته، يك شنبه ، 13:30-15:30، هفته هاي زوج ، سه شنبه ، 13:30-15:30 نیم‌سال اول سال تحصیلی 1404-1405

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. مطالعات برهمکنش آلبومین سرم انسانی و دی ان ا با کمپلکس روی حاوی داروی فنی توئین
    زهرا احمدی کلان 1405
  2. سنتز و تعیین خصوصیات نانوذرات کیتوسان اصلاح شده با آرژنین و سیستئین حاوی ریواستیگمین جهت مصرف درون بینی برای درمان علامتی بیماری آلزایمر
    ستایش مرادیان سرچم 1404
       بیماری آلزایمر یک بیماری تحلیل‌برنده عصبی است و اصلی‌ترین علت زوال عقل (دمانس) در سراسر جهان به شمار می‌رود. تا به امروز درمان‌های موجود برای این بیماری محدود هستند. یکی از دلایل این محدودیت، دشواری در درک کامل علل بروز بیماری و همچنین وجود سد خونی–مغزی است، که یک مرز نیمه‌تراوا بوده و از ورود مولکول‌های محلول به سیستم عصبی مرکزی جلوگیری می‌کند. بنابراین، نیاز به بررسی رویکردهای جدید برای هدف‌گیری دارو به سمت مغز وجود دارد. با وجود محدودیت‌ها و موانع یادشده، تحقیقات در زمینه? انتقال دارو از مسیر بینی به مغز به توسعه? پلتفرم‌های امیدبخشی منجر شده است که از پتانسیل بالایی برای بهبود قابل توجه رسانش دارو به مغز برخوردارند. این موفقیت از طریق هدف‌گیری مسیرهای خاص بینی، بر اساس ویژگی‌های مولکول دارو و سیستم دارورسانی، حاصل شده و رسانش موثر دارو به بخش‌های مختلف مغز را امکان‌پذیر کرده است. بررسی این حوزه? مطالعاتی می‌تواند به توسعه? سامانه‌های جدیدتر و کارآمدتری بینجامد که درمان بیماری‌های CNS را به‌طور چشمگیری بهبود می‌دهند. در حال حاضر، مهارکننده‌های آنزیم استیل‌کولین‌استراز تاییدشده توسط سازمان غذا و داروی آمریکا برای درمان بیماری آلزایمر شامل donepezil (Dnp)، Rivastigmine (Rv) و galantamine (GLn) هستند. شواهد حاصل از مطالعات حیوانی نشان می‌دهد که Rv در نواحی قشر مغز و هیپوکامپ، که بیشترین تاثیر را از بیماری آلزایمر می‌پذیرند، مهارکننده? قوی‌تری نسبت به سایر AChEIs است. در سال‌های اخیر، نانوذرات که قادر به انتقال مولکول‌ها از سد خونی–مغزی هستند مورد توجه فراوان قرار گرفته‌اند و رویکردی امیدبخش برای رسانش هدفمند دارو به مغز محسوب می‌شوند. در این مطالعه، هدف بر آن است که  نانوذرات کیتوسان اصلاح‌شده با آرژنین و سیستئین  را برای  تجویز داخل‌بینی ریواستیگمین  در درمان علامتی بیماری آلزایمر سنتز و شناسایی کنیم. نانوذرات مزایای خاصی برای دارورسانی بینی دارند؛ به دلیل اندازه کوچک، نسبت سطح به حجم بالا و توانایی عبور موثر از لایه مخاط، اگر به‌خوبی طراحی شوند، می‌توانند از سد مخاطی عبور کنند، از پاک شدن مخاطی جلوگیری کنند و زمان ماندگاری دارو در محل جذب را افزایش دهند، که شانس انتقال به مغز را بالا می‌برد. در این زمینه،  کیتوسان  به‌عنوان پلیمر پایه جذاب انتخاب شده است به دلیل ویژگی‌هایی مانند زیست‌سازگاری عالی، زیست ‌تجزیه ‌پذیری، خواص مخاط ‌چسبی، سمیت پایین و توانایی در باز کردن موقت اتصالات محکم بین سلول‌های اپیتلیال. برای تقویت بیشتر چسبندگی مخاطی و نفوذپذیری، کیتوسان را به‌صورت شیمیایی با  آرژنین و سیستئین  اصلاح کردیم؛ آرژنین گروه‌های کاتیونی اضافی فراهم می‌کند که تعامل الکترواستاتیکی با مخاط منفی بینی را تقویت می‌کند، در حالی که سیستئین گروه‌های تیول معرفی می‌کند که قادر به تشکیل پیوند دی‌سولفیدی با گلیکوپروتئین‌های مخاط هستند و در نتیجه زمان ماندگاری و نفوذ از اپی‌تلیوم بینی را بهبود می‌بخشند. برای تایید اتصال موفق آمینواسیدها به اسکلت کیتوسان، آزمون‌ها و تکنیک‌های مشخصه ‌یابی مختلف به ‌کار گرفته شدند، سپس بهینه‌سازی پارامترهای فرمولاسیون و بررسی الگوی رهایش دارو از نانوذرات اصلاح‌شده انجام گردید. انتظار می‌رود این سامانه نانوذره‌ای کیتوسان اصلاح‌شده با آرژنین و سیستئین به‌عنوان یک حامل کارآمد و زیست‌سازگار برای تجویز داخل ‌بینی ریواستیگمین عمل کند و زیست‌دسترس‌پذیری و اثربخشی درمانی آن را در درمان علامتی بیماری آلزایمر بهبود دهد، و همچنین باعث  کاهش عوارض جانبی ریواستیگمین  شود، با امکان استفاده از  دوزهای درمانی پایین‌تر، هدف‌گیری بهتر به مغز و کاهش توزیع سیستمیک.
  3. برهم کنش دفروکسامین و فرم نانوذره اکسید آهن آن با HSA و DNA تیموس گوساله و اثرات ضد سرطانی آنها
    ابوالفضل گودرزی 1404
    زمینه و هدف :برهم‌کنش داروها و نانوداروها با ماکرومولکول‌های زیستی نظیر آلبومین سرم انسانی (HSA) و DNA نقش تعیین‌کننده‌ای در پایداری، زیست‌دسترس‌پذیری و کارایی درمانی آن‌ها دارد. در مطالعات گذشته دفروکسامین به‌عنوان یک شلاتور آهن علاوه بر کاربرد‌های بالینی اثرات ضد‌سرطانی مناسبی   نشان داده و نانوساختار سازی میتواند موجب پایداری سازی و کارایی زیستی آن شود. هدف این مطالعه، بررسی متمرکز برهم‌کنش دفروکسامین آزاد و فرم نانوذره اکسید آهن آن با HSA   و DNA تیموس گوساله و سپس ارزیابی اثرات ضدسرطانی آن‌ها بر سلول‌های سرطانی معده بود.    مواد و روش‌ها :برهم‌کنش دارو و نانودارو با HSA و DNA تیموس گوساله با استفاده از طیف‌سنجیUV–Vis، فلورسانس و دورنگ نمایی دورانی (CD) بررسی شد همچنین مطالعات داکینگ مولکولی به‌منظور تعیین جایگاه‌های دقیق اتصال انجام گرفت. آزمون‌های سلولی شاملMTT، سنجش ROS درون‌سلولی، آنالیز چرخه سلولی و ارزیابی آپوپتوز برای بررسی اثرات ضدسرطانی بر رده سلولی سرطان معده به‌کار رفت.    نتایج :تایج طیف‌سنجی و داکینگ مولکولی نشان داد هر دو ترکیب با HSA به جایگاه وارفارین متصل می‌شوند و در برهم‌کنش باDNA، تمایل اتصال به شیار کوچک (جایگاه هوخست) دارند. طیف CD افزایش محتوای مارپیچ آلفا در ساختار HSA   را در حضور هر دو ترکیب نشان داد، در حالی‌که در DNA القای بی‌نظمی ساختاری مشاهده شد. آزمون‌های سلولی بیانگر کاهش معنی‌دار زیست‌پذیری سلولی، افزایشROS، القای آپوپتوز و اختلال در چرخه سلولی بودند؛ به‌طوری‌که اثر ضدسرطانی نانوداروی دفروکسامین به‌طور قابل‌توجهی قوی‌تر از داروی آزاد مشاهده شد.    نتیجه‌گیری و بحث: نتایج مطالعات طیف‌سنجی و داکینگ مولکولی نشان داد که دفروکسامین آزاد و فرم نانوداروی اکسید آهن آن الگوی برهم‌کنش مشابهی با آلبومین سرم انسانی و DNA تیموس گوساله دارند؛ به‌طوری‌که اتصال به جایگاه وارفارین در HSA و شیار کوچک DNA (جایگاه هوخست) مشاهده شد. آزمون‌های سلولی نشان دادند که نانودارو نسبت به داروی آزاد کاهش زیست‌پذیری سلولی، افزایش ROS، القای آپوپتوز و اختلال در چرخه سلولی قوی‌تری در سلول‌های سرطانی معده ایجاد می‌کند که بیانگر تقویت اثرات ضدسرطانی در مقیاس نانو است.   
  4. بررسی برهمکنش کمپلکس آهن (III) حاوی داروی گایافنزین با ماکروملکول های زیستی با استفاده از روش های اسپکتروسکوپی و داکینگ مولکولی
    نسترن قامشلو 1404
      در این مطالعه، کمپلکس آهن ( (IIIگایافنزین و 1، 10-فنانترولین سنتز و شناسایی شد. برهم کنش مابین کمپلکس فلزی گایافنزین با ct-DNA در pH 7.4)) مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به طیف UV-vis و مقایسه ثابت‌های اتصال مشخص شد که این کمپلکس را می‌توان در محیط‌های سلول‌های سرطانی قوی‌تر برهمکنش داد و سمیت کمی در سلول‌های سالم مشاهده کرد. با توجه به نتایج حاصل از دو رنگی دایره ای (CD) حالت اتصال شیار نشان داد. برهمکنش کمپلکس فلزی و لیگاند با HSA توسط طیف سنجی فلورسانس در سه دمای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. پارامترهای ترمودینامیکی با استفاده از معادله وانت هوف محاسبه شدند و ?H° و ?S° مثبت هستند که نشان می‌دهد، برهمکنش کمپلکس آهن ( (IIIبا HSA آبگریز است. بر اساس نتایج CD، برهمکنش مابین کمپلکس فلزی آهن ( (IIIگایافنزین و HSA رخ می دهد و درصد مارپیچ آلفا افزایش می یابد. لازم به ذکر است که در طی برهمکنش HSA با کمپلکس فلزی آهن ( (IIIگایافنزین ، ساختار ثانویه HSA پایدار می ماند.
  5. بررسی برون تنی مکانیسم اتصال به DNA و فعالیت ضدسرطانی کمپلکس های فسفینی مس(I) با استفاده از روش های طیف سنجی و شبیه سازی های مولکولی
    الناز سیاه کمری 1404
      در این پژوهش، برهم‌کنش دو کمپلکس تک هسته‌ای فسفینی مس(I) با لیگاندهای حاوی اکسیژن و گوگرد مورد
  6. مقایسه خواص آنتی اکسیدانی، ضدباکتری و ضدسرطا ن کمپلکس های روی:(II) [Zn(HAIP)Br?]و [Zn(HAIP)Cl?]
    مریم احمدی کاکاوندی 1404
    این مطالعه به بررسی خواص آنتی‌اکسیدانی، سمیت سلولی (سیتوتوکسیک) و آنتی‌باکتریال کمپلکس‌های [Zn(HAIP)Br?] و [Zn(HAIP)Cl?] پرداخته است. فعالیت آنتی‌اکسیدانی این ترکیبات با استفاده از آزمون مهار رادیکال DPPH ارزیابی شد و افزایش وابسته به غلظت در فعالیت مهارکنندگی برای هر دو کمپلکس مشاهده گردید. کمپلکس [Zn(HAIP)Br?] فعالیت مهارکنندگی‌ای بین 25.60±3.27? در غلظت ?? میکروگرم بر میلی‌لیتر تا 80.06±2.21?     در غلظت ??? میکروگرم بر میلی‌لیتر نشان داد، در حالی که کمپلکس [Zn(HAIP)Cl?] فعالیت بالاتری از خود نشان داد که در غلظت ??? میکروگرم بر میلی‌لیتر به ?????±1.69? رسید. هر دو کمپلکس اثرات سیتوتوکسیک قابل توجهی وابسته به دوز و زمان بر سلول‌های سرطانی معده (AGS) و پروستات (PC-3) داشتند، به طوری که بیشترین سمیت سلولی پس از ?? ساعت و در غلظت ??? میکروگرم بر میلی‌لیتر مشاهده شد. کمپلکس [Zn(HAIP)Br?] باعث کاهش زنده‌مانی سلول‌های AGS تا 20.54±0.84?     و سلول‌های PC-3 تا ?????±1?   شد، در حالی که کمپلکس [Zn(HAIP)Cl?] روند مشابهی را نشان داد و زنده‌مانی سلول‌های AGS و PC-   3 را به ترتیب تا ?????±1.63?   و ?????±0.47?   کاهش داد. علاوه بر این، کمپلکس [Zn(HAIP)Cl?] فعالیت آنتی‌باکتریال وابسته به دوز را علیه باکتری‌های گرم‌منفی اشریشیا کلی (E. coli) و گرم‌مثبت استافیلوکوکوس اورئوس (S. aureus) نشان داد، به طوری که بیشترین قطر ناحیه مهار رشد به ترتیب ?????±0.23? میلی‌متر و ????±0.20? میلی‌متر در غلظت ??? میکروگرم بر میلی‌لیتر بود. این یافته‌ها نشان‌دهنده خواص قوی آنتی‌اکسیدانی، ضدسرطانی و آنتی‌باکتریال کمپلکس‌های [Zn(HAIP)Br?] و [Zn(HAIP)Cl?] هستند و پتانسیل آن‌ها را برای توسعه بیشتر در کاربردهای درمانی پیشنهاد می‌کنند. انجام ارزیابی‌های تکمیلی برای اطمینان از قابلیت اطمینان و اعتبار نتایج به‌دست‌آمده ضروری است.   
  7. ساخت حسگر زیستی دو حالته فلورسانس-الکتروشیمیایی با استفاده از نقاط کربنی برای شناسایی پروتئین تاو
    سمانه مرادی 1404
    چکیده:   در این پایان‌نامه، نانوکاوشگرهای ساده و جدیدی برای تشخیص فلورسانس-الکتروشیمیایی پروتئین تاو در بیماری آلزایمر سنتز شدند. فصل 1: این فصل مقدماتی قصد دارد مروری کلی بر درک فعلی از کربن دات ها و خواص آنها، مکانیسم حسگری فلورسنت کربن دات، حسگری نسبت‌سنجی و انواع مختلف مکانیسم کربن دات ها ارائه دهد. فصل 2: کربن دات های دو گسیلی با ترکیب نقاط کربنی ساطع‌کننده آبی و قرمز سنتز شدند. این   کربن دات ها به عنوان یک کاوشگر نسبت‌سنجی برای تشخیص پروتئین تاو در آلزایمر عمل کردند. ماده حاصل، هنگام تحریک در طول موج 410 نانومتر، گسیل‌های دوگانه با پیک‌هایی در 502 نانومتر و 634 نانومتر نشان داد. در نتیجه، یک روش تشخیص جدید برای پروتئین تاو با استفاده از حسگر NCND@GO/S.CD@ssDNA ایجاد شد که دارای محدودیت‌های تشخیص 1 نانومولار تا 50 نانومولار (LOD=5 pM) است . به عنوان یک حسگر فلورسنت نسبت‌سنجی، NCND@GO/S.CD@ssDNA حساسیت و گزینش‌پذیری قابل توجهی را برای تشخیص پروتئین تاو در بیماری آلزایمر نشان داد. فصل 3: گزارش ساخت یک ایمونوسنسور حساس بدون برچسب برای پروتئین تاو بر اساس نانوسیم‌های نقره و S.CD با استفاده از ولتامتری پالس تفاضلی . پاسخ ایمونوسنسور ساخته شده متناسب با غلظت پروتئین تاو بود و خطی بودن را در محدوده 70 fg/ml تا 70 µg/ml با حد تشخیص پایین (LOD=0.05 pg/ml) نشان داد. این ایمونوسنسور همچنین پایداری، گزینش‌پذیری و تکرارپذیری برتر را نشان داد. کلمات کلیدی: ایمونوسنسور دو حالته، کربن دات های دو گسیلی، گرافن اکساید، انتقال انرژی تشدید فلورسانس، نانوسیم نقره، بیماری آلزایمر، پروتئین تاو.   
  8. شناسایی ترکیبات موجود در ASO (acid soluble oil)
    سحر سعیدی وفا 1404
  9. سنتز رنگدانه های (M = Co, Ni, and Mn) جدید با استفاده از MWO4 نشانده شده روی میکا و بررسی خواص آن ها
    فاطمه بابائی سومار 1403
       در این پایان نامه روشی برای سنتز رنگدانه‌های مرواریدی کامپوزیتی جدید کبالت، نیکل و منگنز تنگستات نشانده‌شده روی میکا پیشنهاد شده‌است. ویژگی‌های نمونه‌های سنتز شده با تکنیک‌‌‌های میکروسکوپ الکترونی روبشی،اسپکتروسکوپی مرئی فرابنفش، و پراش اشعه ایکس مورد بررسی قرار گرفته است. رنگ نمونه ها با استفاده از سیستم رنگ آمیزی CIE 1931 مورد بررسی قرار گرفت. درخشندگی و فام رنگ مطلوب نمونه‌های بدست آمده، آن‌ها را به نمونه‌های مطلوبی برای کاربردهای مختلف تبدیل ساخته‌است.   
  10. سنتز رنگدانه های کبالت آلومینات و کبالت فریت با مواد اولیه متفاوت
    نسترن عزیزی سرخه لیژه 1403
    ذت  
  11. بررسی مکانیسم برهمکنش کمپلکس پلاتین(II) حاوی لیگاند ترپیریدین با ماکروملکول های زیستی با استفاده از روش های طیف سنجی و شبیه سازی داکینگ مولکولی
    محیا صندوقی 1403
    ا توجه به محدودیت ها و عوارض جانبی داروهای آلی، سنتز کمپلکس های فلزی، یعنی داروهای مبتنی بر فلز و لیگاندهای آلی بسیار مورد توجه قرار گرفته و موفقیت های زیادی در این زمینه حاصل شده است. در این مطالعه، کمپلکس پلاتین(II? (-4کربوکسی- ،2?:2?،6??-2ترپیریدین سنتز شد و شناسایی شد. برهم کنش مابین کمپلکس فلزی ?-4کربوکسی،2-?:2?،6??-2ترپیریدین با DNA-ct در (7.4 pH (و (6.2 pH (مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به طیف vis-UV و مقایسه ثابتهای اتصال مشخص شد که این کمپلکس را میتوان درمحیطهای سلولهای سرطانی قویتربرهمکنش دادو سمیت کمی در سلولهای سالم مشاهده کرد. با توجهبهنتایج حاصل از دو رنگی دایره ای (CD (حالت اتصال شیارپیشنهاد شد.آلبومین سرم انسانی (HSA (یکی ازمهم ترین پروتئین های پلاسما است که نقش اساسی درانتقال داروها بهمحل های هدف ایفا می کند. برهمکنش کمپلکس فلزی ولیگاند با HSA توسط طیف سنجی فلورسانس در چهار دمای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که ثابت خاموشی با افزایش دما افزایش مییابد، اما مقدار ??? بیشتر از -1 حداکثر مقدار محاسبه شده ( s ×2) است که با توجه به طیف UV مکانیسم خاموشی استاتیکی پیشنهاد شد. پارامترهای ?? Lmol 10 -1 ترمودینامیکی محاسبه شد و بر اساس پارامترهای به دست آمده از معادله وانت هاف °?H و °?S مثبت هستند که نشان میدهد، برهمکنش کمپلکس پلاتین(II (با HSA آبگریزاست. براساس نتایج CD، برهمکنش مابین کمپلکس فلزی پلاتین (II? (-4کربوکسی- ،2?:2?،6??-2ترپیریدین و HSA رخ می دهد و درصد مارپیچ آلفا افزایش می یابد. لازم به ذکر است که در طی برهمکنش HSA با کمپلکس فلزی پلاتین (II? (-4کربوکسی- ،2?:2?،6??-2ترپیریدین، ساختار ثانویه HSA پایدار می ماند.
  12. بررسی برهمکنش کمپلکس مس(II) حاوی داروی آزیترومایسین با ماکروملکول های زیستی با استفاده از روش های اسپکتروسکوپی و داکینگ مولکولی
    زهرا کرمی 1403
       فلزات دارای خواص منحصر به فردی هستند که شامل فعالیت اکسیداسیون و احیا، حالات کئوردیناسیونی متغیر و واکنش پذیری نسبت به بسترهای آلی است. کمپلکس های کئوردیناسیونی به عنوان دارو یا پیش دارو به پروب های بسیار جذابی به عنوان عوامل ضد سرطانی بالقوه تبدیل می شوند. کمپلکس آزیترومایسین با فلزات مختلفی ساخته شده است اما دراینجا ازمس(II)  به عنوان یک فلز زیست سازگاراستفاده کردیم وکمپلکس آن با آزیترومایسین ساخته شد و توسطFT-IR, UV   وتجزیه عنصری  شناسایی شد. برهمکنش کمپلکس مورد نظر با DNA و HSA با کمک روش های طیف سنجی و دو رنگی دایره ای (CD) انجام شد. با محاسبه ثابت های اتصال   به این نتیجه رسیدیم که مکانیسم خاموش کردن فلورسانس در برهمکنش DNA با کمپلکس مس (II) آزیترومایسین از طریق استاتیک انجام می شود و حالت اتصال از طریق شیار خواهد بود. در مورد HSA، خاموش کردن فلورسانس از طریق استاتیک و محل اتصال از طریق سایت I واقع در زیر دامنه IIA انجام می شود. همچنین ارزیابی پارامترهای ترمودینامیکی در ارتباط با DNA و HSA نشان داد که اتصال کمپلکس با DNA و HSA گرمازا بوده و به صورت خود به خود انجام می پذیرد.کلمات کلیدی: آزیترومایسین;مس (II); برهمکنش DNA؛ برهمکنشHSA؛ روش های طیف سنجی؛ خاموش کننده فلورسانس.
  13. یک استراتژی جدید برای طراحی کاوشگر فلورسنت انتخابی نسبت سنجی با کپسوله کردن نقاط کربن در چارچوب های آلی فلزی و کاربرد آن برای تشخیص یون های فلزی و اسیدهای آمینه
    حدیث انگزی 1402
       یون‌های جیوه تجزیه‌پذیر نیستند و تجمع غیرطبیعی آن در بدن انسان می‌تواند باعث بیماری‌های مختلفی شود. توسعه یک روش با عملکرد عالی برای شناسایی یون جیوه در محیط بسیار مهم است. کاوشگر فلورسنت به دلیل خواص عالی خود (به عنوان مثال، عملکرد آسان، حد تشخیص کم) توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. کامپوزیت های نقاط کربنی و چارچوب های آلی فلزی به دلیل سهولت سنتز، گزینش پذیری بالا و حساسیت به آنالیت ها   به عنوان حسگرهای فلورسنت در حال ظهور هستند. سنسورهای نقاط کربنی و چارچوب های آلی فلزی مزایای هر دو نقاط کربنی   و چارچوب های آلی فلزی   از جمله خواص نوری عالی نقاط کربنی   و سطح بالا، تخلخل قابل تنظیم و قابلیت‌های قابل طراحی چارچوب های آلی فلزی را با هم ترکیب می‌کنند که منجر به افزایش عملکرد می‌شود. در این کار با استفاده از کامپوزیت های حاوی نقاط کربنی و چارچوب های آلی فلزی همراه با نانوخوشه های فلزی کاوشگر هایی را طراحی کردیم که مقادیر جزئی از جیوه را بتوانیم تشخیص دهیم .
  14. ساخت و ارزیابی هیدروژل کربوکسی متیل کیتوسان ،پلی وینیل الکل حاوی نانو ذرات اکسید روی به عنوان پانسمان
    کیمیا بختیاری 1402
      در این پژوهش به ساخت هیدروژل کربوکسی متیل کیتوسان/پلی وینیل الکل حاوی درصد های مختلف نانو ذرات اکسید روی عنوان پانسمان زخم پرداخته شد.هدف از این پژوهش بررسی عملکرد نانوذرات اکسید روی در فرآیند ترمیم زخم و مقایسه آن با پماد زینک اکساید در فرآیند بهبود زخم است.نتایج بررسی درون تنی ، نشان داد که هیدروژل حاوی نانو ذرات اکسید روی در مقایسه با پماد زینک اکساید (گروه کنترل مثبت) باعث بهبود سریع ترزخم میشود. هیدروژل حاوی نانو ذرات ?.? درصد وزنی اثر بخشی بهتری در مقایسه با سایر گروه ها درروند بهبود زخم نشان داد. گروه تحت درمان با هیدروژل حاوی نانوذرات اکسید روی ?.? درصد وزنی باعث بهبود سریعتر زخم در مقایسه با گروه های دیگر شد .نتایج نشان داد که ترمیم زخم با استفاده از هیدروژل حاوی نانوذرات اکسید روی بهتر از استفاده از پماد زینک اکساید است.
  15. بارگذاری Ni-Co-Cu بر روی (Ti(-125MIL2-NH به عنوان فوتوکاتالیست برای اکسیداسیون سولفید و تخریب رنگ تحت تابش نور مرئی
    سمیرا محمدی 1402
       چکیده پایان نامه شامل دو بخش است: اکسیداسیون سولفید به سولفوکسید چارچوب‌های آلی فلزی(MOF)   توجه زیادی را در زمینه فوتوکاتالیز به خود جلب کرده‌اند، زیرا MOF‌ها در استفاده   فوتوکاتالیست از UV به نور مرئی تغییر می‌کنند و فعالیت فوتوکاتالیستی و انتخاب‌پذیری را بهبود می‌بخشند. در این کار، Ti-MOF (NH2-MIL-125(Ti)) به روش حلال گرمایی سنتز شد، سپس NH2-MIL-125(Ti)@CuCoNi با بارگذاری نانوذرات سه فلزی Cu-Co-Ni (  ) بر روی NH2-MIL-125(Ti) از طریق یک روش اشباع محلول برای استفاده به عنوان یک فوتوکاتالیست ناهمگن تهیه شد.   بلورینگی، گروه‌های عاملی، مورفولوژی، ترکیب عنصری، سطح ویژه، پایداری حرارتی و خواص نوری کاتالیزور با تکنیک‌های مختلفی مانند پراش پرتو ایکس پودری (PXRD)، طیف‌های مادون قرمز تبدیل فوریه (FT-IR)، انتشار میدانی میکروسکوپ الکترونی روبشی (FE-SEM)، طیف‌سنجی پراکنده انرژی (EDS)، تجزیه و تحلیل Brunauer-Emmett-Teller (BET)، تجزیه و تحلیل حرارتی ( (TGA و طیف بازتاب   UV-Vis (DRS) مشخص شد.   H2-MIL-125(Ti)@CuCoNi برای اکسیداسیون فوتوکاتالیستی انتخابی سولفیدها به سولفوکسیدها در حضور %H2O2 30 تحت تابش نور مرئی استفاده شد و محصولات با بازده خوب تا بالا به دست آمدند. تخریب رنگ    NH2-MIL-125(Ti)@CuCoNi به عنوان فوتوکاتالیست ناهمگن با کارایی بالا برای تجزیه رنگ رودامین B تحت شرایط بهینه و تابش نور مرئی استفاده شد. میزان تخریب رودامین B در حضور مقدار کمی H2O2 30%   تحت تابش نور مرئی %96.28   بود. کلمات کلیدی: چارچوب فلزی-آلی، NH2-MIL-125(Ti)، NH2-MIL-125(Ti)@CuCoNi، نانوذرات، فوتوکاتالیست، اکسیداسیون، سولفید، سولفوکسید، تخریب رنگ.
  16. بررسی برهمکنش کمپلکس نیکل(II) حاوی داروی آزیترومایسین با ماکروملکول های زیستی با استفاده از روش های اسپکتروسکوپی و داکینگ مولکولی
    حمیدرضا احمدی 1402
    در این مطالعه، کمپلکسی از نیکل(II) حاوی داروی آزیترومایسین سنتز وبا استفاده از آنالیز عنصری و FT-IR شناسایی شد. برهمکنش کمپلکس با بیوماکرومولکولها با روش های طیف سنجی UV-vis، فلورسانس و CD مورد بررسی قرار گرفت.نتایج طیف سنجی UV-vis برهمکنش این کمپلکس با DNA کاهش شدت جذب در طول موج 260 نانومتر را بدون تغییر قابل توجهقرمز یا تغییر آبی نشان داد و برهمکنش این کمپلکس با DNA را تایید کرد. همچنین با توجه به ثابت اتصال محاسبه شده، امکاناتصال شیار اصلی زیاد است. علاوه بر تایید اثر متقابل، مطالعه دورنگی دایره‌ایانجام شد و شیار اتصال را نشان داد.تعامل بین Ni (II) کمپلکس و لیگاند آن با HSA نیز مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج طیف‌سنجی UV-vis به وضوح نشان داد که با افزودن کمپلکس به HAS، شدت نوار در طول موج 280 نانومتر کاهش می‌یابد. داده‌های طیف‌سنجیفلورسانس HSA با کمپلکس نیکل (II) حاوی آزیترومایسین و محاسبات نشان داد که احتمال تشکیل کمپلکس جدیدو مکانیسم خاموش کردن استاتیک پیشنهاد شده است. داده های ترمودینامیکی به دست آمدهنشان داد که احتمال نیروهای آبگریز بین HSA و این کمپلکس بیشتر است. آزمایش‌هایفلورسانس نشانگر سایت رقابتی با ایبوپروفن و وارفارین نشان داد که کمپلکس نیکل (II) به جای ایبوپروفن به احتمال زیاد به سایت (II) متصل می‌شود. تغییر ساختار HSA به دلیل برهمکنش با کمپلکس نیکل (II) با طیف‌سنجی CD بررسی شد و مشخص شد که درصد مارپیچ? در این ساختار به دلیل این برهمکنش افزایش می‌یابد. تمامی نتایجتجربی با استفاده از تکنیک داکینگ مولکولی مورد ارزیابی و تایید قرار گرفت.  
  17. بررسی برهمکنش کمپلکس آهن(III) حاوی داروی آزیترومایسین با ماکروملکول های زیستی با استفاده از روش های اسپکتروسکوپی و داکینگ مولکولی
    مریم الماسی 1402
      با توجه به محدودیت ها و عوارض جانبی داروهای آلی، سنتز کمپلکس های فلزی، یعنی داروهای مبتنی بر فلز و لیگاندهای آلی بسیار مورد توجه قرار گرفته و موفقیت های زیادی در این زمینه حاصل شده است. در این مطالعه، یک کمپلکس فلزی آهن (III)از آزیترومایسین به نسبت مولی (2:1) با استفاده از   FT-IR   و آنالیز عنصری، سنتز و شناسایی شد. تعامل بین کمپلکس فلزی آزیترومایسین با CT-DNA در pH :7.4)) و در(pH :6.2)   مورد بررسی قرار گرفت. ما بررسی کردیم و با توجه به طیف UV-vis و مقایسه ثابت‌های اتصال به این نتیجه رسیدیم که این کمپلکس را می‌توان قوی‌تر در محیط‌های سلول‌های سرطانی برهمکنش داد و سمیت کمی در سلول‌های سالم مشاهده شد. با توجه به نتایج حاصل از دو رنگی دایره ای (CD) حالت اتصال شیار پیشنهاد شد. آلبومین سرم انسانی (HSA) یکی از مهم ترین پروتئین های پلاسما است که نقش اساسی در انتقال داروها به محل های هدف ایفا می کند. برهمکنش کمپلکس فلزی و دارو با HSA توسط اسپکتروفلوریمیتی در چهار دمای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. تایج نشان داد که ثابت خاموشی با افزایش دما افزایش می‌یابد، اما مقدار   بیشتر از حداکثر مقدار محاسبه شده     (2× Lmol-1s-1) است. که با توجه به طیف UV مکانیسم خاموش کردن استاتیکی پیشنهاد شد. پارامترهای ترمودینامیکی محاسبه شد و با توجه به پارامترهای به ‌دست ‌آمده از معادله وان هاف   ?H° و   ?S°   مثبت هستند که نشان می‌دهد، برهمکنش کمپلکس آهن III)) آزیتروماسین با HSA آبگریز است. بر اساس نتایج CD، برهمکنش بین کمپلکس فلزی آهنIII)) آزیترومایسین و HSA رخ می دهد و درصد مارپیچ آلفا افزایش می یابد. لازم به ذکر است که در طی برهمکنش HSA با کمپلکس فلزی آهن (III) آزیترومایسین، ساختار ثانویه HSA تثبیت می شود.  
  18. معرفی روش های رنگ سنجی بر اساس نانو ذرات نقره برای بررسی اب ووجود بی کربنات درآرد ونان.
    سعیده حیدری رحیم آبادی 1402
     چکیدهسدیم دیتیونیت (Na?S?O?)یک پودر کریستالی بسیار واکنش پذیر و سفید رنگ با بوی گوگردی است . و به طور گسترده به عنوان یک عامل کاهنده و سفید کننده قوی در بسیاری از موارد از جمله علوم بیولوژیکی، منسوجات، کاغذ سازی، صنایع غذایی استفاده می شود.دیتیونیت به طور کلی با استفاده از قدرت کاهنده قوی خود برای کاهش نمک های جیوه، سرب یا نقره، استخراج می شود.هدف از انجام این پژوهش اندازه گیری سدیم دیتیونیت در نمونه های آرد و نان با استفاده از نانوذرات نقره عامل دار شده با توت سیاه بود.روش این پژوهش از نظر بررسی متغیر از نوع آزمایشگاهی و تجربی و از نظر هدف از نوع کاربردی می باشد .نمونه های آرد و نان خریداری شده از نانوایی های سراسر شهر مورد بررسی قرار گرفت.گستره خطی و حدتشخیص به ترتیب ?/? الی?/? میلی گرم و?/?لیتر بر میلی گرم بود .ضریب همبستگی (R2=?/???) نزدیک به ? بود و خطایی اندازه گیری روش از ???کمتر می باشد.تعیین سختی آب ، برای آب قابل شرب از اهمیت حیاتی برخوردار است. وهمچنین برای آب های که در مصارف صنعتی استفاده میشوند. .آب سخت یک لایه کدر و نامطلوب روی مو، پارچه، و ظروف شیشه ای ایجاد میکند. سختی آب بطور کلی توسط یون های باریم، یون آهن، یون استرانسیم و یون روی و یون کلسیم و یون منیزنیم ایجاد میشود.به طور سنتی سختی کل به عنوان مجموع غلظت های یون کلسیم و یون منیزیم برحسب میلی گرم بر لیتر کلسیم کربنات (CaCO?) تعریف می شود.در این روش با توجه به رفتار غیر اختصاصی اما انتخابی نانوذرات نقره سنتز شده با این یون ها، با موفقیت برای تعیین سختی کل آب این همان رویدادی است که در تیتریمتری استاندارد رخ می دهد ،می توان از نانو ذرات نقره تهیه شده برای تعیین سختی کل آب استفاده کرد. تغییرات رنگ نانوذرات نقره در حضور نمونه های مختلف آب تایید شد نشانگر خوبی از سختی کل نمونه های آب است. این روش به صورت کمی و نیمه کمی برای تعیین سختی کل نمونه های آب استفاده شد.در ادامه ، PLS برای اولین بار برای تعیین مستقیم سختی کل نمونه های آب مورد استفاده قرار گرفت.سدیم هیدروژن کربنات یا سدیم بی کربنات با فرمول(NaHCO? )یکی از نمک های سدیم در ترکیب با کربنیک اسید است که تنها یک هیدروژن اسیدی این ترکیب با سدیم جایگزین شده‌است. این ترکیب، بی‌بو و بی‌طعم است که کمی دارای خاصیت بازی است و به صورت پودر سفید یا بلورین است و به آن جوش شیرین می‌گویند. بی‌کربنات جاذب رطوبت و بوگیر است. از سدیم هیدروژن کربنات برای متخلخل کردن خمیر نان نیز استفاده می شود.کلید واژه:سدیم دیتیونیت،سدیم بی کربنات،جوش شیرین،آرد،نان،نانوذرات نقره،نقاط کوانتومی،سختی آب،رنگ سنجی
  19. اندازه گیری یون هیپوکلریت در بستر نانوسلولزی و اندازه گیری یون های نیتریت و نیترات با استفاده از اسپکتروفتومتری مرئی-فرابنفش و حسگرهای کاغذی
    فاطمه فعلی 1402
    در کاراول این پروژه  ابتدا  نانوکربستال های سلولز به روش هیدرولیز اسیدی تهیه و توسط طیف بینی مادون‌قرمز تبدیل فوریه (FT-IR) و میکروسکوپ میدان نشری الکترون روبشی (FE-SEM) ساختار آن تعیین گردید سپس  از آن به‌عنوان یک بستر که پتاسیم یدید به آن اضافه شد جهت اندازه‌گیری یون هیپوکلریت در نمونه‌های آب به کار گرفته شد و تصاویری که از انجام آزمایش‌ها بدست می­ آمد توسط دوربین گوشی هوشمند ثبت و توسط نرم­ افزارAnalyzerImage برای تعیین و ثبت تغییرات رنگ­های قرمز ،سبز و آبی مورداستفاده قرار گرفت. عوامل مختلف تاثیرگذار بر واکنش مانند حجم­های نانوکریستال‌های سلولز و محلول پتاسیم یدید بهینه گردید. نتایج نشان داد که تحت شرایط بهینه  میزان انحراف استاندارد روش  برای 5 مرتبه تکرار برابر 48/9 درصد  و محدوده خطی  و حد تشخیص و حد کمی سازی روش به ترتیب  برابر 18/0-01/0 درصد وزنی –وزنی، 007/0 و01/0 درصد وزنی–وزنی برای تغییرات رنگ قرمز  بود. همچنین حد تشخیص و کمی سازی  برای تغییرات رنگ سبز برابر  007/0 و 024/0 درصد وزنی - وزنی   و برای رنگ آبی برابر با 013/0 و 043/0 درصدوزنی -وزنی بدست آمد. در کار دوم  این پروژه ابتدا ترتیب اضافه کردن مواد جهت انجام آزمایش و اندازه‌گیری نیترات و نیتریت  بهینه گردید سپس  کار به 3 بخش تقسیم گردید و در بخش اول با استفاده از روش طیف‌سنجی مرئی – فرابنفش مقدار نیترات  در نمونه‌های آب و مواد غذایی مورد ارزیابی و سنجش قرار گرفت که تحت شرایط بهینه محدوده خطی غلظت   در محدوده  1 تا 40 میلی‌گرم بر لیتر و حدتشخیص و حد کمی سازی روش به ترتیب برابر با 585/0 و  955/1 میلی‌گرم بر لیتر با انحراف استاندارد 41/0 درصد بود. در بخش دوم مقدار یون نیتریت به روش  طیف بینی مرئی-فرابنفش که  جهت بهینه‌سازی آن  مقدار پودر روی حذف گردیده بود  در نمونه‌های  مختلف آب و کاهو  مورد ارزیابی قرارگرفت که تحت شرایط بهینه مقدار محدوده خطی غلظت  برابر با 1 الی 8 میلی‌گرم بر لیترو حد تشخیص و حد کمی سازی و انحراف استاندارد به ترتیب برابر با 073/0 و 244/0 میلی‌گرم بر لیتر و 297/0 درصد بود. در بخش سوم مقدار یون نیتریت به روش کاغذ صافی مورد ارزیابی قرار گرفت که تحت شرایط بهینه  محدوده خطی غلظت برابر با 1الی 5 میلی‌گرم بر لیتر بود همچنین با توجه به  مقدار پایین ضریب رگرسیون برای تغییرات رنگ قرمزنمی‌توان حد تشخیص و حد کمی سازی معنی‌داری بدست آورد اما  حد تشخیص و حد کمی سازی برای تغییرات رنگ سبز  به ترتیب برابر 091/0 و 302/0 میلی‌گرم بر لیتر و برای رنگ آبی به ترتیب برابر 171/0 و 569/0 میلی‌گرم بر لیتر بود. درنتیجه با مقایسه نتایج می‌توان نتیجه گرفت که اندازه‌گیری نیتریت به روش کاغذی که یک روش سریع، ساده، ارزان، بدون نیاز به تجهیزات خاص و  قابل‌حمل است را می‌توان به‌عنوان روش جایگزین  روش طیف بینی مرئی –فرابنفش در نمونه‌های مختلف آب و مواد غذایی به کاربرد اما با استفاده از این روش امکان اندازه‌گیری نیترات وجود ندارد و ساده‌ترین و ارزان‌ترین روش موجود برای اندازه‌گیری این یون روش طیف بینی مرئی –فرابنفش می‌باشد که می‌تواند غلظت‌های خیلی پایین  آن را اندازه‌گیری کند. همچنین نتایج تست پایداری نشان داد که باگذشت زمان تغییرات رنگ قرمز بعد از گذشت 20 روز نسبت به روز اول،4/35 درصد کاهش، رنگ سبز 6/54 درصد کاهش و رنگ آبی 1/72 درصد کاهش کارایی دارند و پایداری خود را از دست می‌دهند که برای اندازه‌گیری مجدد نیاز است کاغذ جدید تهیه گردد.
  20. حذف همزمان رنگ،فلزات سنگین و نمک از محلولهای آبی با استفاده از غشاهای نانوفیلتراسیون با خواص آبدوستی و ضدگرفتگی اصلاح شده با تیوایمیدازول برپایه
    هانیه سلیمی 1401
    حذف رنگ، فلزات سنگین و نمک از محلول های آبی با استفاده از غشاهای نانوفیلتراسیون با خواص آبدوستی و ضدگرفتگی   اصلاح شده با تیوایمیدازول برپایه SBA-15 کلردار شده
  21. توسعه غشاهای نانوفیلتراسیون ضد باکتری - ضد گرفتگی PES بر پایه عصاره دارچین و نانومواد عامل دار جهت تصفیه پساب
    مائده غلامی ویسی 1401
       در این کار، غشای ماتریس مخلوط CiE/CPES با روش وارونگی فاز به منظور بهبود همزمان خاصیت ضد رسوب و آنتی باکتریال سنتز شد. با ترکیب CPES و CiE، هر دو خاصیت ضد رسوب و ضد باکتریایی به طور قابل توجهی در غشای نانو فیلتراسیون CiE/CPES بهبود یافتند. به منظور تعیین خصوصیات غشای اصلاح شده، اندازه گیری   EM، AFM، ATR – FTIR، WCA   و تخلخل انجام شد. تصاویر SEM منافذ انگشت مانند را در مقایسه با غشای پر نشده CPES نشان داد. تصاویر AFM نشان داد که افزودن CiE به ماتریس پلیمری تاثیر مثبتی بر کاهش زبری سطح داشته و سطح غشاهای CiE/CPES   در تمام درصدهای وزنی CiE به طور قابل توجهی هموار شده است.BSA   به عنوان رسوب دهنده برای ارزیابی خواص ضد رسوب غشاهای سنتز شده استفاده شد. نتایج خواص خود تمیز شوندگی عالی (بیش از 95 درصد) را در تمام درصدهای وزنی CiE نشان داد که نشان دهنده جاسازی موفق CPES در غشا است. همچنین پارامترهای مقاومت رسوب‌پذیری مانند   Rm، Rc، Rp و Rt مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج نشان‌دهنده بهبود عملکرد غشاء NF ماتریس مخلوط در خواص ضد رسوب بود. برای تایید خواص ضد باکتریایی   CiE، آزمایش انتشار آگار مورد بررسی قرار گرفت. یک هاله بزرگ روشن در اطراف CiE برای هر دو باکتری مدل مشاهده شد. میانگین شعاع هاله برای باکتری   E. coli، 50.98 میلی متر و برای S. aureus،52.84   میلی متر بود که در مقایسه با سایر مطالعات روتین عملکرد بهتری را نشان داد. به منظور بررسی عملکرد ضد باکتریایی غشاها، تست غوطه وری سوسپانسیون باکتری و آنالیز SEM مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دهنده کاهش قابل توجه باکتری در سطح نسبت به نمونه شاهد بود که عملکرد عالی CiE در غشا را تایید می کند. برای اندازه گیری عملکرد جداسازی غشاها، پس زنی BTW مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج کارایی بسیار خوبی را در تصفیه BTW ارائه کردند. در بخش دوم، خواص ضد رسوب غشاهای اصلاح شده با استفاده از رسوب BSA با غلظت هایppm   200 و 500 در PH های مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. افزایش غلظت BSA منجر به کاهش شار نفوذی و افزایش مقاومت رسوب غیر قابل برگشت نسبت به غلظت کمتر شد. در pH قلیایی BSA، به دلیل نیروی دافعه بین سطح غشاء و محلول پروتئین BSA، شار نفوذ نسبت به PH پایین افزایش یافته است. بهترین نتایج از نظر شار، FRR و مقاومت در برابر رسوب مربوط به غشا با محتوای 2.50 درصد وزنی CiE بود. عملکرد فیلتراسیون غشاء مخلوط CiE/CPES در تصفیه فاضلاب ملاس در یک سیستم dead-end تحت شرایط عملیاتی مختلف مورد ارزیابی قرار گرفت. اثر فشار عملیاتی، غلظت خوراک، پلاریزاسیون غلظت، دمای خوراک و pH خوراک بر شار نفوذی، پس زنی، نسبت بازیابی شار، پارامترهای مقاومت در برابر رسوب بررسی شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده در فشارهای عملیاتی بالاتر، شار نفوذ و میزان پس زنی مقادیر بالاتری نسبت به فشارهای پایین‌تر دارند. از سوی دیگر، مقدار FRR در فشارهای بالاتر به دلیل افزایش رسوب غشا کاهش یافت. در بررسی اثر غلظت خوراک بر عملکرد غشا مشاهده شد که در غلظت های خوراک بالاتر به دلیل تجمع رسوب ها در سطح غشاء، شار کاهش یافته و میزان پس زنی نسبت به غلظت خوراک کمتر افزایش یافته است. همچنین رسوب غشایی در غلظت های خوراک بالاتر بیشتر بود و در نتیجه FRR مقادیر کمتری داشت. در بررسی اثر پلاریزاسیون غلظت، هنگامی که از سیستم dead-end همزن دار استفاده شد، نتایج بهبود یافته در شار نفوذ و پس زنی و همچنین در مقدار FRR به دست آمد، زیرا اثر قطبش غلظت به دلیل هم زدن محلول کاهش یافت. ارزیابی اثر دمای خوراک بر عملکرد غشا نشان داد که ویسکوزیته محلول ملاس با افزایش دما افزایش می‌یابد و در نتیجه، شار نفوذی مقادیر بیشتری نسبت به دمای خوراک پایین‌تر دارد. علاوه بر این، دماهای بالاتر منجر به عبور بیشتر املاح از غشاء می شود، بنابراین کاهش در میزان پس زنی حاصل شد. در pH محلول ملاس اسیدی، ملانوئیدین که مسئول رنگ پساب ملاس است، رسوب می کند که منجر به کاهش شار نفوذی نسبت به pH خوراک بالاتر می شود، اما در pH قلیایی، ملانوئیدین حلالیت بیشتری دارد و در نتیجه شار افزایش می یابد. به این ترتیب با گذشت زمان رسوب غشایی بیشتری نسبت به PH اسیدی و خنثی رخ داد. بنابراین، FRR حاصل مقادیر کمتری داشت. لازم به ذکر است که در آنالیزهای انجام شده در شرایط عملیاتی مختلف، غشاء با محتوای 2.50 درصد وزنی CiE عملکرد بهتری از نظر شار، پس زنی، گرفتگی و FRR نسبت به سایر غشاهای سنتز شده نشان داد.
  22. مطالعات اسپپتکتروسپپکوپی و مدل سپپا ی کامتیوتری بر همکنش DNA و پروتئین آلبومین سپپرم اننپپانی با کمتلکس مس (II) حاوی لیگاندهای بتا-آمینو الکل و برماید
    سارا اشرفی 1401
  23. مطالعات برهمکنش کمپلکس پلاتین (IV) حاوی لیگاند (4,4’ dimethyl-2,2’ bipyridine) با درشت مولکول های زیستی با استفاده از روش های طیف سنجی و محاسبات کامپیوتری.
    ندا قاسمی 1401
      یککمپلکس ارگانوپلاتین(IV)حاوی دی ارگانوتین کلراید [PtMe2(SnMe2Cl)Cl(4,4-Me2bpy)] سنتزشد و انواعتکنیک ها ازجمله طیف سنجی UV-Vis، فلورسانس،CD و اتصال مولکولی برای بررسی تعامل آن باDNA   تیموسگوساله در شرایط آزمایشگاهی مورد استفاده قرار گرفت. ثابت اتصال برای تعامل DNA,2.8x104 M-1 بود، که درمقایسه با ثابت اتصال های شناخته شده ازمکانیزم اتصال شیار-کمپلکس پشتیبانی میکند. درمطالعات فلورومتری، مقادیر Kq نشان دهندهمکانیسم خاموشی استاتیک و مقادیر ?H و?G نشان دهنده گرماگیری و خودبخودی بودن واکنش است.علاوه براین ، ازآنجایی که ?H > 0 و ?S > 0 ، رابطه واکنش آبگریزبین این دو ترکیب وجود دارد.طیف CD –DNA هیچ تغییر قابل توجهی در شدت هردو باند منفی و مثبتآن نشان نداد.آلبومین سرم انسانی(HSA) به عنوان بزرگترین پروتئین در سیستم عروق خونی، بسیاری از ترکیبات شیمیایی و انتقال مولکول ها را تنظیم می کند،برهمکنش بین آلبومین سرم انسانی با غلظت های مختلف کمپلکس[PtMe2(SnMe2Cl)Cl(4,4-Me2bpy)] با استفاده از طیف سنجی UV-Vis،فلورسانس، دو رنگی دایره ای (CD) وتکنیکهای اتصال مولکولی مورد بررسی قرار گرفت. کاهش در فلورسانس ذاتیپروتئین را می توان در حضور این   کمپلکس مشاهدهکرد و داده ها نشان داد که مکانیسم برهمکنش ثابت است.   داده های ترمودینامیکی، آنتالپی (-125.1 kJmol-1) وآنتروپی (-334.7 Jmol-1K-1) نشانمی دهد که پیوند هیدروژنی و نیروی واندروالس نیروهای اصلی هستند. ساختارUV-Vis نشان می دهد   که پیوند هیدروژنیو نیروی واندروالس نیروهای اصلی هستند. طیف   UV-Vis نشان می‌دهد کهساختار HSA زمانی که کمپلکس به آن متصل می‌شود،تغییر می‌کند و طیف CD تغییراتی را در ساختارمارپیچ آلفا پس از برهمکنش خود نشان می‌دهد.علاوه بر این ، به منظور تشخیص محلاتصال کمپلکس بر اساس ثابت اتصال ،Kb،در دمای اتاق، به این نتیجه رسیدیم که کمپلکس بر اساس مقادیر به دست امده ازثابتاتصال Kb به مکان IIمتصل می شود.
  24. ارائه روش‌های بهینه و ساده برای اندازه‌گیری سختی آب با استفاده از نانوذرات نقره و آمونیاک و بلانکیت براساس روش‌های رنگ سنجی
    سحر قانعی 1401
       در این پژوهش اندازه‌گیری غلظت آمونیاک و سدیم دی‌تیونیت با یک روش ساده و کم هزینه مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور تعدادی آزمایش در شرایط استاندارد طراحی و انجام گرفته است. همچنین مقایسه‌ای بین دقت روش مذکور با مقادیر غلظت ثبت شده روی تعدادی نمونه حقیقی مورد تحقیق قرار گرفته است. بررسی و اندازه‌گیری غلظت مواد مورد بحث با استفاده از روش‌های رنگ سنجی و اسپکتروفتومتری انجام گرفته است. ارزیابی پارامتر‌های آماری به دست آمده با استفاده از روش‌های آنالیز واریانس، RMS و درصد خطا محاسبه شده است. نتایج به دست آمده مشخص می‌کند که دو عامل سالیسیلات و هیپوکلریت در تغییر رنگ محلول حاوی آمونیاک تاثیر گذار هستند. همچنین، حساسیت روش پیشنهادی در تعیین میزان غلظت سدیم دی‌تیونیت در پژوهش مورد بحث مطلوب ارزیابی شد.
  25. مطالعات برهمکنش کمپلکس کبالت(2) حاوی لیگاند دی پیکولینات با درشت مولکول های زیستی با استفاده از روش های طیف سنجی و محاسبات کامپیوتری.
    احمد اکبری 1401
       در مطالعه حاضر، کمپلکس جدید دو هسته­ای کبالت (II)   [Co(II)(pydc)(?-pydc)Co(II)(H2O)5].2H2O   که در آن PYDC=pyridine-2،6-dicarboxamide می­باشد، با روشی جدید سنتز شده است. ساختار این کمپلکس با مطالعات طیف‌سنجی، تکنیک‌های پراش اشعه ایکس مشخص شد. یک کمپلکس دو هسته­ای Co(II) که شبکه پیوند هیدروژنی گسترده ای را نشان می­دهد. کئوردیناسیون اطراف Co(II) به صورت هشت وجهی پیچیده با بخش کاتیونی کمپلکس با مرکز تقارن a5 با مرکز وارونگی روی Co(II) است. دو Co(II) از نظر کریستالوگرافی مستقل هستند. این ترکیب از واحدهای دیمری نامتقارن با مراکز Co(1)/Co(2) مستقل تشکیل شده است. بخش کاتیونی توسط یک Co(II) شش کئوردینه با هندسه هشت وجهی پیچیده تشکیل شده است که توسط پنج آب انتهایی و یک کربوکسیلات O2 از بخش آنیونی ترکیب پر شده است. بخش آنیونی شامل یک Co(1) هشت وجهی پیچیده با دو بخش کربوکسیلات دپروتونه به عنوان کی لیت سه دندانه است. برهم کنش­های اتصال کمپلکس با دئوکسی ریبونوکلئیک از تیموس گوساله (ct-DNA) و آلبومین سرم انسانی (HSA) با استفاده از تکنیک‌های طیفی جذب و نشر بررسی شده‌اند. مطالعات برهمکنش اتصال HSA نشان داد که کمپلکس دو هسته‌ای Co(II)   می‌تواند فلورسانس ذاتی HSA را از طریق فرآیند خاموش کردن استاتیک خاموش کند. در مکانیسم تعامل آن ، ثابت شد که خاموش کردن فلورسانس HSA توسط کمپلکس Co(II) باعث تشکیل پیوند بین کمپلکس Co(II) -HSA   می­شود. خواص اتصال ct-DNA و آزمایش فلورسانس رقابتی با هوخست و رنگ متیلن بلو نشان داد که این کمپلکس از طریق حالت intercalation جزئی   و شیاری به ct-DNA متصل می شود و مقدار ثابت اتصال با استفاده از داده های طیفی جذب و انتشار محاسبه شد. مقدار ثابت اتصال (~10 ×106 mol dm-3) نشان دهنده اتصال قوی کمپلکس های فلزی با ct-DNA است. پارامترهای ترمودینامیکی ?G، ?H و ?S برای همه برهمکنش ها در دماهای مختلف (278، 298 و 310درجه   کلوین) محاسبه شد و مقدار منفی ?H و ?S نشان داد که پیوندهای هیدروژنی و برهمکنش های واندروالسی نقش عمده ای در کمپلکس کبالت- HSA و کبالت- DNA   دارند.   در حالی که   در مورد اتصال کمپلکس کبالت- DNA مقادیر ?H منفی و ?S مثبت نشان داد که برهمکنش های الکترواستاتیکی نقش اصلی را در این   اتصال ایفا می کنند. از محاسبات داکینگ برای Co(II) Complex-HSA، بهترین نتیجه انرژی اتصال از 16 کمینه انرژی از 500 اجرا بدست می آید. کمپلکس Co(II در داخل محفظه اتصال سایت 1 از زیر دامنه (IIA)   قرار دارد. از محاسبه داکینگ برای Co(II) Complex-DNA ، نتایج به‌دست‌آمده نقش هر دو اتصال اینترکلیشن و اتصال شیار را در برهمکنش و آزمایش‌ها صحت نتایج را تایید می‌کند. کلمات کلیدی: کمپلکس   دو هسته ایی کبالت(II)، ct-DNA، HSA،لیگاند دی پیکولینات(پیریدین- 2و6- دی کربوکسیلات)
  26. مطالعه خواص حجمی سیستم¬های دوجزئی(پتاسیم سیانید – آب و تیوگلیکولیک اسید-آب ) و سه جزئی (پتاسیم سیانید- آب - تیوگلیکولیک اسید) در دماهای مختلف و فشار محیط با استفاده از داده¬های آزمایشگاهی و شبیه سازی دینامیک مولکولی.
    زهرا قاسمی 1400
      چکیدهدر این پایان ­نامه دانسیته برای دو تاسیستم دوتایی( پتاسیم سیانید+آب ) و (تیوگلیکولیک اسید+آب )   و سیستم سه تایی (پتاسیم سیانید+آب+تیوگلیکولیکاسید ) با کسرهای مولی متفاوت در فشار محیط و در گستره دمایی 293.15، 298.15 و303.15 کلوین اندازه­ گیری شده است.مقادیر حجم مولی اضافی هریک از سیستم ­ها با استفاده از داده ­های دانسیته محاسبهشدند. داده­ های حجم مولی اضافی با   معادله ی ردلیچ-کیستر برازش شدند.نتایج آزمایشگاهی نشان دادند که مقادیر حجم مولی اضافیبرای همه ­ی سیستم­ ها منفی بوده و با افزایش دما افزایش می­یابند. در ادامه برهم­کنش­هایموجود در مخلوط­های دوتایی و سه ­تایی با استفاده از شبیه­ سازی دینامیک مولکولی محاسبه شدند. در فاز مایع شبیه سازی دینامیک مولکولی با استفاده از میدان نیروی (OPLS) به منظور محاسبه چگالی، تابع توزیع شعاعی (RDF) و ضریب نفوذبرای سیستم­های خالص و مخلوط آنها در دمای 298.15K و فشار 1atmانجام شد. با استفاده از شبیه سازی دینامیک مولکولی برهم­کنش­های فیزیکی نظیرپیوند هیدروژنی در حالت خالص و مخلوط محاسبه و بحث شدند.
  27. مطالعه برهمکنش کمپلکس کبالت(III) (III)حاوی لیگاند 2-]( -](]- 2})- (E2-هید روکسی اتیل} آمینو] اتیل ایمینو ) متیل فنول با درشت مولکول مولکول‌های زیستی با استفاده از روش‌های طیف سنجی و مدل سازی سازی‌های کامپیوتری
    زهرا عبدلی 1400
  28. مطالعه برهمکنش کمپلکس مس (II) حاوی لیگاند های دی پیکولینیک اسید ودی اتانول آمین با ماکرومولکول های زیستی با استفاده از روش های مختلف دستگاهی ومطالعات تئوری
    آزاده مرزبانی 1400
    سرطان بیماری است که در آن سلول های بدن به طور غیر عادی تقسیم می شوند و بافت های سالم اطراف را نابود می کنند. تا کنون علت دقیق سرطان مشخص نشده است ولی احتمال دارد عوامل ژنتیکی علل اصلی بروز سرطان باشد. اغلب رخدادهای که منجر به بروز فنوتیپ های سرطانی می شوند. تحت کنترل ژنتیک قرار دارند .سنتز و شناسایی کمپلکس های فلزی با لیگاند های بزرگ حلقه یا حلقه باز هدف بسیاری از تحقیقات در سال های اخیر بوده است. برای درمان سرطان از روش های گوناگون استفاده می شود که یکی از این روش های درمان با استفاده از داروها می باشد. در سال های اخیر بررسی خواص ضد سرطانی بسیاری از داروهای جدید سنتز شده از عناصر فلزی توجه بسیاری از بیوشیمیدان های معدنی را به خود جلب کرده است. کشف خواص ضد سرطانی سیس پلاتین آغازگر گسترش بررسی این دسته از داروها تلقی می شود وجود معایبی از جمله پایداری و سمیت بالای این دارو نیاز به تغییر لیگاند و بررسی کمپلکس های فلزی زیست سازگار را ضروری کرده است. ساختار و خصوصیات پیوند و رفتار مغناطیسی مس(II) مورد توجه شیمیدان های معدنی قرار گرفته است. مس(II) بهترین سیستم برای بررسی تعامل مغناطیسی بین مراکز فلزی هستند و دلیل ن ها ساختار الکترونیکی   d9است. شیمی ترکیبات به ویژه آنهایی که شامل اتم دهنده N هتروسیکلیک هستند اخیرا مورد توجه قرار گرفته اند ،از جمله اتانول آمین و اسید پیکولینیک که کاربردهای بیشماری دارند .اسید پیکولینیک و دی اتانول آمین نقش های مهمی در فرآیندهای بیولوژیکی دارند وبرای فعالیت های ضد سرطانی مورد استفاده قرار می گیرند.اخیرا نشان داده شده درمان بااسید پیکولینیک رشد سلول ها را مختل کرده و چرخه ی سلولی را متوقف می کند. اسید پیکولینیک همچنین تحریک مرگ سلولی برنامه ریزی شده در سلول های سرطانی و به طور موثر در پیشرفت HIV در شرایط آزمایشگاهی را مختل می کند . کمپلکس های 10و11 توانایی اتصال بهDNA   دارند و مشاهده شده که بین لیگاندهای کمپلکس و جفت بازهای DNA اتصال ?-? وجود دارد . مس حاوی لیگاند دی پیکولینات اسید نسبتآ ساختار گونه هستند و از لحاظ مغناطیسی یک گروه مناسب برای سیستم های کربوکسیکلاتی به شمار می آیند که وزن مولکولی پایینی دارند. درمیان ترکیبات کربوکسیلات که شامل اتم دهنده هتروسیکلیک,2-پیکولینات(پیریدین-2کربوکسیکلیک اسید,Hpic-2 (که شامل هر دو اتم N وO دهنده قوی هستند که علاقه خاصی به این گروه ها وجود دارد. لیگاند اتانول آمین ها پتانسیل بسیار خوبی برای تولید تنوع مولکولی دارند. کمپلکس مس (II)همراه با لیگاند اتانول آمین برای مشخص کردن ساختار هترو فلزی و به ویژه مغناطیس تک مولکولی غیر هسته ای استفاده کردیم. اتانول آمین دارای ویژگی های نوری جالب هستند .[18] اتانول آمین ها طبقه ای از مولکول های آلی که شامل گروه آمین والکل هستند.گروه آمین از درجه ی اول (مونو اتانول آمین) و از درجه ی دوم (دی اتانول آمین) و از درجه ی سوم (تری اتانول آمین) باشد نشانگر واکنش پذیری و هماهنگی آمین ها می باشد. ماهیت دوتایی اتانول آمین ها آن ها را قادر می سازد که کاربردهای تجاری زیادی مانند جلوگیری از خوردگی, پاک سازی گاز, علف کش ها و به عنوان ماده ای علیه سرطان از آن استفاده شده است.[اتانول آمین ها لیگاندهای چند کاره هستند که به آسانی به شکل گیری ترکیبات هماهنگ با بیشتر یون های فلزی کمک می کند و نقشی به عنوان لیگاندهای   و Oدهنده ایفا می کند. ک اتالیز مس(II) با سالیسیلیدن 2-اتانول آمین دارای تاثیرمثبت هنگام استفاده از آنها در واکنش های اکسیداسیون الفین ها وتخریب لیگینین بوده .
  29. بررسی برهم کنش نانوذرات کمپلکس مس(II)حاوی لیگاند2-(2-(2-هیدروکسی اتیل امینو)اتیل امینو)سیکلو هگزانول با درشت مولکول های زیستی توسط روش های ازمایشگاهی و رایانه ای
    سعیده امیری 1400
       برهم کنش بین نانوذرات کمپلکس مس با DNA تیموس گوساله توسط روشهای اسپکتروفتومتری، فلوریمتری وهمچنین برهم کنش بین نانوذرات کمپلکس مس با HSA توسط روشهای اسپکتروفتومتری، فلوریمتری بررسی گردید. در برهم کنش با DNA کاهش در طیف جذبی دارو و کمپلکس دیده میشود. در مطالعات فلوریمتری دارو و کمپلکس به ترتیب از پروب های Hoechst وMB   استفاده شد. کاهش شدت فلورسانس کمپلکس DNA-Hoechst در حضور دارو نشان داد که دارو قادر است جایگزین Hoechst شود. کاهش شدت فلورسانس کمپلکس DNA- MBدر حضور کمپلکس پلاتین نشان داد که پیوند کمپلکس مس با DNA–MBیک کمپلکس غیرفلورسنت DNA-MB-COM تشکیل میدهد.نتایج نشان می دهد کمپلکس مس با DNA از طریق شیارها برهم کنش می دهند و دارو تمایل بیشتری برای برهم کنش با DNA دارد. در برهم کنش HSA با کمپلکس مس تغییرات در طیفUV   نشان دهنده تشکیل کمپلکس HSA-COM است که ساختار HSA را تغییر میدهد. مطالعات فلورسانس نشان داد که کاهش شدت فلورسانس HSA از طریق مکانیسم دینامیک از طریق هر دو مکانیسم دینامیک و استاتیک برای نانوذرات کمپلکس مس رخ می دهد.
  30. حذف رنگ با منشاء طبیعی از فاضلاب با استفاده از کربن فعال ساخته شده از پسماند کشاورزی
    عادل وکیلی 1400
  31. بررسی طیف سنجی و شبیه سازی های کامپیوتری برهمکنش کمپلکس روی حاوی لیگاند آمینو الکل با بیومولکول های زیستیDNA و آلبومین سرم انسانی
    حوریا شفیعی 1400
    برهمکنش کمپلکس روی (cis-2-((2-((2-hydroxyethyl) aminoethylamino) benzene-1-ol) dibromo روی (II)) با DNA تیموس گوساله (ct-DNA) و سرم آلبومین انسانی (HSA ) با استفاده از تکنیک های مختلف طیف سنجی و مدلسازی مولکولی (Docking) مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج فلورسانس و جذب UV-vis نشان داد که برهمکنش کمپلکس با ct-DNA از طریق حالت اتصال شیار است. مطالعات فلوریمتری نشان داد که واکنش بین کمپلکس ذکر شده و ct- DNA گرمازا است. تغییرات طیف سنجی CD با DNA نشان داد که با افزایش مقدار کمپلکس ، فرم B راستگرد ct-DNA پایدار است. علاوه بر این ، نتایج مدلسازی مولکولی نشان داد که پیوند هیدروژنی نقش مهمی در اتصال کمپلکس روی به DNA ایفا می کند. علاوه بر این ، برهم کنش کمپلکس روی با HSA مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که طیف فلورسانس HSA توسط کمپلکس روی به صورت استاتیکی کاهش می یابد. علاوه بر این ، وجود پیوند هیدروژنی و نیروی van der Waals به دلیل پارامترهای ترمودینامیکی تایید شد. مدلسازی مولکولی برای شبیه سازی و پیش بینی محل اتصال کمپلکس روی به آلبومین و تایید نتایج تجربی مورد استفاده قرار گرفت.
  32. سنتز نانوذرات مغناطیسی اصلاح شده با برخی ترکیبات آلی نظیر اسیدهای چرب و سورفکتانت ها ومقایسه کاربرد آنها در حذف مواد رنگی از فاضلاب صنایع نساجی
    شراره نوروزی 1400
          صنایع رنگ­سازی و رنگ­رزی قدمتی دیرینه دارند. بسیاری از محصولات مصرفی در جوامع پیشرفته به منظور داشتن ظاهری زیبا، جذابیت عمومی و قابل قبول برای مصرف نهایی، رنگ می­شوند. رنگ­ها به دلیل غلظت کم (نانوگرم در لیتر تا میکروگرم در لیتر) جزء ریزآلاینده­های اکوسیستم­های آبی محسوب می­شوند. مواد رنگ­زا به طور معمول دارای یک یا چند حلقه بنزنی هستند که به علت سمی و تجزیه ناپذیر بودن می­توانند سرطان­زا باشند. چنانچه این رنگ­ها به محیط زیست وارد شوند صدمات جبران ناپذیری را ایجاد می­کنند. بنابراین تصفیه­ی رنگ از فاضلاب یک نگرانی بزرگ برای محیط زیست است. در این پروژه پس از سنتز نانوذرات مغناطیسی آهن (مگنیت) به روش هم­رسوبی و پوشش­دار کردن آن‌ها با برخی ترکیبات آلی (مانند: پالمیتیک اسید، اولئیک اسید، استئاریک اسید و...) و شناسایی آن­ها توسط روش­هایی مانند: ( FT-IR، SEM، VSM، EDS، XRD، BET و پتانسیل زتا) به بررسی مقایسه کاربرد آن­ها درمحیط­های خنثی و قلیایی برای جداسازی رنگ­های آنیونی دایرکت رد 16 و متیل اورانژ و هم­چنین رنگ کاتیونی متیلن بلو از پساب صنایع نساجی پرداخته شد. نتایج حاصل از آزمایش­ها نشان داد که از میان نانوذرات سنتز شده، اکسید آهن با پوشش CTAB برای دو رنگ دایرکت رد 16 و متیل­اورانژ به ترتیب با راندمان حذف 51/99 و26/97 درصد در محیط­های خنثی بیشترین کارایی را داشته است. برای رنگ کاتیونی متیلن بلو نیز نانوذره­ی اکسید آهن با پوشش اولئیک اسید با 02/99 درصد بیشترین حذف رنگ را در محیط قلیایی نشان داد. هم­چنین پایداری نانوذرات تا حداقل 5 باراستفاده متوالی بدون افت فعالیت چشمگیر برای رنگ دایرکت رد 16، در این پروژه مشاهده گردید. کلیدواژه­ها: نانوذرات مغناطیسی(مگنتیت)، جذب سطحی، رنگ­دایرکت رد 16، متیل اورانژ و متیلن بلو،تصفیه­ی فاضلاب صنایع نساجی       صنایع رنگ­سازی و رنگ­رزی قدمتی دیرینه دارند. بسیاری از محصولات مصرفی در جوامع پیشرفته به منظور داشتن ظاهری زیبا، جذابیت عمومی و قابل قبول برای مصرف نهایی، رنگ می­شوند. رنگ­ها به دلیل غلظت کم (نانوگرم در لیتر تا میکروگرم در لیتر) جزء ریزآلاینده­های اکوسیستم­های آبی محسوب می­شوند. مواد رنگ­زا به طور معمول دارای یک یا چند حلقه بنزنی هستند که به علت سمی و تجزیه ناپذیر بودن می­توانند سرطان­زا باشند. چنانچه این رنگ­ها به محیط زیست وارد شوند صدمات جبران ناپذیری را ایجاد می­کنند. بنابراین تصفیه­ی رنگ از فاضلاب یک نگرانی بزرگ برای محیط زیست است. در این پروژه پس از سنتز نانوذرات مغناطیسی آهن (مگنیت) به روش هم­رسوبی و پوشش­دار کردن آن‌ها با برخی ترکیبات آلی (مانند: پالمیتیک اسید، اولئیک اسید، استئاریک اسید و...) و شناسایی آن­ها توسط روش­هایی مانند: ( FT-IR، SEM، VSM، EDS، XRD، BET و پتانسیل زتا) به بررسی مقایسه کاربرد آن­ها درمحیط­های خنثی و قلیایی برای جداسازی رنگ­های آنیونی دایرکت رد 16 و متیل اورانژ و هم­چنین رنگ کاتیونی متیلن بلو از پساب صنایع نساجی پرداخته شد. نتایج حاصل از آزمایش­ها نشان داد که از میان نانوذرات سنتز شده، اکسید آهن با پوشش CTAB برای دو رنگ دایرکت رد 16 و متیل­اورانژ به ترتیب با راندمان حذف 51/99 و26/97 درصد در محیط­های خنثی بیشترین کارایی را داشته است. برای رنگ کاتیونی متیلن بلو نیز نانوذره­ی اکسید آهن با پوشش اولئیک اسید با 02/99 درصد بیشترین حذف رنگ را در محیط قلیایی نشان داد. هم­چنین پایداری نانوذرات تا حداقل 5 باراستفاده متوالی بدون افت فعالیت چشمگیر برای رنگ دایرکت رد 16، در این پروژه مشاهده گردید. کلیدواژه­ها: نانوذرات مغناطیسی(مگنتیت)، جذب سطحی، رنگ­دایرکت رد 16، متیل اورانژ و متیلن بلو،تصفیه­ی فاضلاب صنایع نساجی   
  33. نقاط کوانتومی هسته /پوسته سنتز ها، مطالعات نوری و کاربرد های تجزیه ای برای اندازه گیری ناپروکسن و نفتالن
    طاهره شکری 1399
    نقاط کوانتومی نانو کریستال های شبه رسانایی هستند که امکان سنتز در اندازه های مختلف را دارند.داشتن خواصی مثل امکان تولید نور،بازده کوانتومی بالا همراه با فلورسانس پایدار امکان استفاده از آن ها را در کاربرد هایی مثل تولید روشنایی،سل های فتوولتاییک،اندازه گیری و عکس برداری زیستی را فراهم میکند. در این مطالعه شرایطی برای قرار دادن پوسته ی   ZnS   روی نقاط کوانتومی CdTe فراهم شده است.این امر باعث افزایش فلورسانس و پایداری نقاط کوانتومی میشود. نقاط کوانتومی هسته/پوسته   CdTe/Z     پایدار شده با مرکاپتوپروپیونیک اسید(MPA )   به طور موفقیت امیزی با استفاده از روش های هیدروترمال در محیط آبی سنتز شده است.این نقاط کوانتومی نسبت به نقاط کوانتومی مرسوم که به دلیل سمی بودن دارای محدودیت در کاربرد های بیولوژیک هستند توسعه یافته است.با توجه به نتایج ازمایشگاهی   میزان نشر نقاط کوانتومی سنتز شده در اثر افزودن رنگ نوترال رد در غاظت های مختلف به طور محسوسی کاهش میابد.با توجه به محاسبات انجام شده و رابطه ی استرن-ولمر مکانیسم پیشنهادی برای خاموشی نتاط کوانتومی هسته/پوسته   CdTe/Z   خاموشی داینامیک است .در بخش دوم کار در اثر افزودن ناپروکسن به دلیل تشکیل کمپلکس بین نوترال رد و ناپروکسن رنگ نوترال رد به خوبی از طح کوانتوم دات جدا میشود و باعث بازیابی دوباره فلورسانس کوانتوم دات میشود.حداقل غلظت اندازه گیری شده برای ناپروکس با استفاده از این روش   5.12×10-6mol.l-1    است.برهمکنش بین نقاط کوانتومی و نوترال رد و ناپروکسن باعث ایجاد یک سطح جامد برای کنترول بازیابی فلورسانس نقاط کوانتومی میشود  
  34. ساخت بیوسنسور ترکیبات فنولی با استفاده از آنزیم لاکاز و پلیمرهای کئوردیناسیون آلی-فلزی
    دعاء جلیل عبدالساده 1399

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/06/11